عبد صالح: یادنامه دکتر سید عبدالصالح جعفری

عبد صالح: یادنامه دکتر سید عبدالصالح جعفری

اشتراک گذاری این مطلب

بخشی از نوشتار زنده یاد دکتر جعفری در این کتاب:

در باب راستی

به خدا سوگند، و به خون پدرم، و به جان خودم!

زیرک‌ترین مردمان، راستگوترین‌شان است؛ و نادان‌ترین مردمان کسی است که گمان کند در دروغ و دورویی، زیرکی است. او آماج آفرینش را درنیافته و عمری زیسته و ندانسته که برای چه آمده است.

پروردگار در آن زمان که بسیاران به دروغ می‌گرایند، ما را نزد راستی خویش بدارد.

تمام آنچه گفتیم و نوشتیم و خواندیم، اگر به تحقق یک چیز بینجامد، بازرگانی بزرگی کرده‌ایم: «راستی، صدق، سادگی»؛ تنها چیزهایی که نزد خدا خریدار دارد.

سخنی را در نیز «پیشگاه خدا» عرض می‌کنم و خدا مرا بر آن زنده بدارد و بمیراند: از آغاز چندساله اندیشکده تاکنون، «حتی یک گزاره» دروغ در اندیشکده ننوشتم و «حتی یک استدلال» که خود بدان باور نداشته باشم نیاوردم. شاید در اطلاعی یا دلیلی یا تحلیلی اشتباه کرده باشم، اما یقیناً اگر اشتباهی بوده، آگاهانه نبوده است و اگر بدانم که اشتباه بوده، اعتراف می‌نمایم و به تباهی خود و گمراهی دیگران رضایت نخواهم داد. خدا در این سخنم بر من گواه باشد و مرا از راستان بگذارد و بدارد و بنگارد.

این سخنان را با جوهر اشک نگاشتم. شاید که فرشتگان درهای عرش را برای بالا رفتن این سخن به گاه روزه رمضان و زادروز قمری‌ام بگشایند.

 

در باب انصاف

باید بدانیم که «حق صاحب دارد» و ما تنها موظف به کمک به احقاق آن در حد توان (ما استطعت) و با رعایت همه زیباشناسی‌های نگریستنی در این مسیریم: «انا رب الابل و للبیت رب».

دوستی نقل می‌کرد از بزرگی که می‌گفت: «پیش از ما، امام زمان غریب، تشیع غریب، و دینداری غریب بود تا آنکه ما شروع به کار کردیم». ایشان می‌گفت: آن شخص نمی‌دانست که تنها صاحب «ابل» خویش است و نه بیشتر و فراموش کرده بود که «انَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ».

ما در اوج راست‌کیشی، نکند که فریب اهریمن بخوریم که «دین خدا نیازمند ماست و حفظ دین اوجب واجبات است» و آنگاه گمان کنیم که حق داریم بی‌انصافی و شارلاتانی کنیم!

تمام جهان بازی است که ببینند چقدر منصفیم؛ و «بی‌انصافی به بهانه تقویت دین، از بزرگ‌ترین تسویلات شیطان است».

ما انصافمان را به اسلام هم نمی‌فروشیم: «اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ، کونوا احراراً فی دنیاکم».

اگر انصاف را در سویی گذارند و میراث ادیانی همه انبیا و اولیا را در سویی، انصاف را برخواهم گزید: «لِیهْلِک مَنْ هَلَک عَنْ بَینَةٍ وَیحْیی مَنْ حَی عَنْ بَینَةٍ»  و «إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ عَلَیهِ تَوَکلْتُ وَإِلَیهِ أُنِیبُ».

ما درستکاری خود را فدای درست کردن جامعه نخواهیم کرد: «لَا أَرَی إِصْلَاحَکمْ بِإِفْسَادِ نَفْسِی» ، چراکه این پست خواهد شد و آن والا نخواهد گشت.

اگر خاور و باختر صف‌به‌صف در برابر دین ایستاده باشند و ما تنها سرباز دین در گیتی باشیم، یک تیر بی‌انصاف نباید افکند، چرا که «دین، همین بی‌انصافی نکردن است».

مشخصات فنی
  • نویسنده: دکتر سید عبدالصالح جعفری و جمعی از نویسندگان
  • قطع: رقعی
  • تعداد صفحات: 306، مصور
  • شابک: 978-622-90701-4-7
  • تاریخ انتشار: پاییز 1403